مداد پاک کن
به سلامتی مداد پاک کن.... که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه...
صفحه نخست            تماس با مدیر            پست الکترونیک           RSS            ATOM
درباره وبلاگ


امین
23
حساس
مهربون
زودرنج
دی ماهی
. . . (!)

مدیر وبلاگ : Amin 72k
نویسنده
نظرسنجی
2 ضربدر 2 ؟








" زنها” تنهاییشان را گریه می کنند و “مردها”  گریه هایشان را تنهایی





نوع مطلب : Sms، 
برچسب ها : زن، مرد، گریه، تنهایی،
لینک های مرتبط :

1392/02/31

امروز با همسرم به کوهپیمایی در دارآباد رفتیم. نیمه های راه گروهی زن و مرد با سن های کم و زیاد نشسته بودند. مردی  با موهای سپید و صدایی بسیار زیبا داشت ترانه میخواند و بقیه هم با او دم گرفته بودند. آنقدر جو گیرنده ای  بود که ماهم نشستیم و با خواننده دم گرفتیم. وقتی ترانه شادتر شد جوانی خوش تیپ بلند شد و شروع کرد به رقصیدن. خواستم فیلمی بگیرم فکر کردیم شاید دوست نداشته باشند. در اینحال فکر میکردم کجای  دنیا چنین حالت و جوی را میشود دید؟

برگشتیم در قهوه خانه ساده بالای کوه سفارش املت دادیم. کنار دست فروشنده نوشته بود ما را در facebook ملاقات کنید. بازفکر کردم در کجای  دنیا میشود اینچنین املت خوشمزه و نان لواشی  پیدا کرد که فروشند اش هم تا این حد بروز باشد؟ چون من تا حدی  دنیا دیده هستم به تجربه میگویم هیچ کجا...

هنگام برگشتن خانمی با مانتو و روسری  و ظاهری مرتب در حال فروختن گل بود. آنقدر ظاهر با کلاسی داشت که برای خرید گل پنجره را باز کردیم. شخصیت با وقاری  داشت. وقتی گفتیم به شما نمی آید گل بفروشید با کلامی تکان دهنده گفت : بی کس هستم اما ناکس نیستم.. زندگی را باید با شرافت گذروند. کجای  دنیا میتوان این سطح از فلسفه و حکمت را در کلام یک گلفروش  یافت؟

به خانه که رسید یم همسرم یادش افتاد چیزهایی را نخریده است به سوپری نزدیک خانه رفتم و خرید کردم. دست کردم دیدم کیفم همراهم نیست. گفتم ببخشید پول نیاوردم میروم بیاورم و در حالیکه مبلغ کالایی که خریده بودم کم نبود مغازه دار با اصرار گفت نه آقا قابل شما رو نداره ببرید و با کلامی جدی  و قاطع کالا را به من داد. تشکر کردم و در راه خانه فکر کردم کجای  دنیا چنین اعتمادی  به یک غریبه وجود دارد؟ تازه پول را هم که آوردم فروشنده با تعجب گفت آخه چه عجله ای  بود؟

شب در حالیکه پشت لپ تاپم داشتم کار میکردم یکباره صدای آکاردئون یکی از ترانه های خاطره انگیز را سر داد. در کوچه نوازنده ای  با زیباترین حالت و مهارتی خاص  مینواخت. به دنبال صدا رفتم و پنجره را باز کردم. یکی آمد و به او نزدیک شد و گفت از طبقه هشتم آمدم پایین فقط بخاطر این ملودی قشنگی که میزنی. حساب کردم دیدم پولی که در این کوچه گرفت را اگر در ده کوچه گرفته باشد درآمد ماهانه خوبی دارد. در کجای دنیا کسی میتواند در کوچه ای سرودی را سر دهد؟ من جایی ندیده ام.

میتوان همه رحدادهای   بالا را منفی دید. چرا باید خانمی با وقار گل بفروشد. چرا باید نوازنده ای ماهر در کوچه بنوازد و از این دست نگاههای منفی که خیلی ها دارند اما هیچ راه حلی هم ندارند که مثلا این مرد اگر در کوچه ننوازد چه مشکلی حل خواهد شد و آیا نگاههای منفی ما کمکی به حل مشکلات دنیا میکند؟ من هر چه را دیدم مثبت میدیدم.

بعضی از ما چیزهایی را برای خودمان ذهنی کرده ایم در حالیکه در عمل وجود ندارند و آنچه را که وجود دارد چشم ما نمیبیند و ذهن ما درک نمیکند. مثلا آدمها را به باکلاس  و بی کلاس تقسیم کرده ایم. ماکسیما و پرادو و بنز با کلاس  و پیکان و پراید بی کلاسند. حالا در جاده گیر کنید حالا به هردلیل چه تمام شدن بنزین چه خرابی ماشین. امتحان  کنید حتی یک ماکسیما و پرادو و بنز بخاطر کمک به شما توقف نمیکند و اگر کسی به کمکتان بیاید یا پیکان دارد یا پراید یا وانت. کدام با کلاس ترند؟

-----------------------------------------

تنها به رخدادهای  یکروز عادی از زندگی میتواند فکر کنید در آن تلخ و شیرین بسیار وجود دارد.





نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها : امروز، همسر، کوه پیمایی، راه، مرد، سپید، قهوه خانه، فیس بوک، face book، دنیا، ظاهر، مرتب، مانتو، روسری، گل، پنجره، رقص، تکان، حکمت، گلفروش، زندگی، شرافت، فلسفه، وقار، اعتماد، پول، غریبه، نوازنده، پیکان، ماکسیما، وانت، کلاس، بنزین،
لینک های مرتبط :

1392/02/3

زنه شوهرشو میبره دکتر...

.

.

.

.

دکتر به زنه میگه: خانم، نباید هیچ استرسی به شوهرتون وارد بشه

باید خوب غذا بخوره، هر چی که میخواد براش  فراهم بشه و برای 1 سال هیچ بحث و دعوایی سر هیچ موضوعی حتی سر طلا و سکه و ماشین و خونه هم نباید با هم داشته باشن.

تو راه برگشت مرده میپرسه: خانم دکتر چی گفت ؟

زنه میگه : هیچی، گفت  تو هیچ شانسی برای  زنده موندن نداری.





نوع مطلب : داستان، Sms، طنز، 
برچسب ها : زن، دکتر، مرد، مرگ، سکه، ماشین، خونه، طلا، سال، دعوا، استرس، موضوع، جالب، sms، شانس، زنده،
لینک های مرتبط :

1392/02/3

یه زمانی مردا یک تار سیبیلشون واسه یه شهر سند بود

الان اگه کل پشمامم بزنم، نیم کیلو پنیر نمیدن دستم

روباهى داشت با موبایلى شماره میگرفت زاغه از بالاى  درخت گفت:

پایین آنتن نمیده بده برات شماره بگیرم!!

روباه تا موبایل رو داد به زاغ

زاغ گفت: این عوض  اون قالب پنیری که کلاس سوم ابتدایى ازم زدی .....پدرسگ

واقعا چه حوصله‌ای داره این پشه تا طبقه ۱۰ میاد واسه ۲ قطره خون ! آخه اسکل، عین همین خون تو همکف هم هست.

مامور سرشماری : شما از اینترنت استفاده می کنید؟

زن : نه شکر خدا

مامور سرشماری : بچه هاتون هم از اینترنت استفاده نمی کنند؟

زن: نه خانم. ما بچه هامون رو درست تربیت کردیم.

عشقی که براش  زندگی خرج کردیم به ما مدیونه! بالاخره یه روز جواب محبتامون رو می ده!

شمـــایـــی کــــه " یکــــی "دوستت داره!!!!

بــــله !!! بـــا شـــما هستـــم! . . . .

هیچـــی ... فقط خــــوش  بـــحالت ...

تنهایی یعنی

اگه هزار بار هم از اول تا آخر

لیست شماره های  موبایلت رو نگاه کنی

نتونی یک نفر رو پیدا کنی

که باهاش درد دل کنی !!

اینجا سرزمین واژه های  وارونه است:

جایی که گنج, "جنگ" می شود

درمان, "نامرد" می شود

... قهقه , "هق هق" می شود

اما دزد همان "دزد" است

درد همان "درد"

و گرگ همان "  گرگ"

اگه بجای نیمه ی گمشدم دنباله اژدها می گشتم تا الان حتما پیدا کرده بودم!!!

راننده اسکناس  مچاله را از من گرفت و پرسید: یک نفرید؟ مکثی کردم و بی حوصله گفتم: بله آقا، خیلی وقته!





نوع مطلب : داستان، طنز، دانستنی ها، 
برچسب ها : اسکناس، مچاله، سیبیل، مرد، تاکسی، درد، گنج،
لینک های مرتبط :

1392/02/3

زن: خبر خوب ! من حامله هستم، تو بالاخره پدر شدی

مرد: چمدانت را ببند، همین حالا و برای همیشه از اینجا برو!.

زن: چرا؟!.

مرد: من دو سال قبل بدون این که به کسی بگویم، عمل وازکتومی انجام دادم.

زن (با گریه و جیغ): اگر به من توجه می‌کردی، این اتفاق هرگز رخ نمی‌داد، من تمام این مدت با پسرخاله‌ام می‌خوابیدم چون تو همیشه منشی‌های شرکت را بیش‌تر از همسرت دوست داشتی، بزرگ‌ترین دروغت هم این بود که بهم گفتی عاشقم هستی….

مرد: نه! بزرگ‌ترین دروغم این بود که عمل وازکتومی داشته‌ام.





نوع مطلب : داستان، طنز، 
برچسب ها : مرد، وازکتومی، زن، حامله، پسرخاله، عمل، منشی، دکتر، جیغ، داد،
لینک های مرتبط :

1392/02/1


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان : 2
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
داستان روزانه
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات