مداد پاک کن
به سلامتی مداد پاک کن.... که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه...
صفحه نخست            تماس با مدیر            پست الکترونیک           RSS            ATOM
درباره وبلاگ


امین
23
حساس
مهربون
زودرنج
دی ماهی
. . . (!)

مدیر وبلاگ : Amin 72k
نویسنده
نظرسنجی
2 ضربدر 2 ؟








**با دوستم نشستیم عکسای عروسیه اون یکی دوستمو نگاه میکنیم ...میگه سارا شوهرش  کچله؟!

پَ نه پَ مو داره فقط فرقشو گشاد باز کرده

**بردم داداشم رو رسوندم کلاس،برگشتم ...مامانم میگه رسوندیش؟

پَ نه پَ انداختمش تو چاه اینم پیرهنشه ...

**میخوام برم خونه چشام قرمزه ... به رفیقم میگم چشام قرمزه؟میگه آره میخوای همینجوری  بری ؟

پَ نه پَ وایمیسم تا سبز شه بعد حرکت میکنم ...

**با دختره رفتیم بیرون تـُـف کردم تو جوب، چپ چپ نگام میکنه !!گفتــم کارم زشـت بود؟

گفت پَ نه پَ حال کردم باهاش ! جوب بعــدی پهن‌تره، بــرین توش !!!

**برای  بار اول رفتم مرکز اهدای خون ... پرستار می گه میخواین خون بدین؟

گفتم پَ نه پَ پشه‌ایم اومدیم مهمونی !

بعد نیم ساعت نوبتم شده میگه کارت ملی؟میگم مگه کارت می خواد؟!

میگه : پَ نه پَ میتونی آزادم بزنی ... لیتری ۷۰۰!

         بقیه پ ن پ درادامه مطلب...

**تو ماشین نشسته بودیم چند تا تگرگ خورد به شیشه ... دوستم پرسید تگرگه؟!

پَ نه پَ ابابـــیلن ! ... رزمایش گذاشتن سلاح هایذ جدیدشون تست کنن !

**آب قطع شده بود. بعد که وصل شد یه آب زرد از شیر میومد.میگه اینا ماله زنگ لوله هاست؟

پَ نه پَ سازمان آب واسه عذرخواهی اولش آب پرتقال می فرسته

**لیزر انداختن تو صورت رحمتی، خیابانی میگه قطعا اون شخص   تو استادیومه !

پَ نه پَ تو خونشون نشسته میندازه رو صفحه تلویزیون از اینجا ما میبینیم

**دیروز سوار تاکسی شدم؛ یه آقایی پیشم نشسته بود!میرفت که بخوابه و کج میشد سمت من!!  صداش  زدم؛ میگه : اذیت میشید؟

گفتم : پـَـَـ نــه پـَـَـ صدات زدم که بگم سرتو بذار رو شونه هام خوابت بگیره.....

**داداشم امروز رفت مدرسه وقتی برگشت از اونجایی که امسال اولین سالیه که نمیرم مدرسه خیلی مشتاقانه ازش   پرسیدم امروز بهتون درس دادن؟

گفت ‍پـَـَ نـه پـَـَـ نشستن نگاهمون کردن ببینن توی این 3 ماه قیافمون تغییر کرده یا نه..

**مشغول رانندگی تو جاده ام! از فاصله ی  دور پلیس واسم دست تکون میده، ماشینو میزنم کنار میگم جناب سروان با من کاری داشتین؟ میگه پـَـَـ نـه پـَـَ داشتم باهات بای  بای میکردم! میگم اِ پس شما هم اهل فیسبوکو... D: راستی میخواین واسم جریمه بنویسین؟ میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ کاغذ آوردم ازت امضا بگیرم، فدات شم...

**گوشیم زنگ زده رو ویبره بود خواهرم میگه رو ویبره اس ؟

میگم پـَـــ نــه پـَـــ تازگیا میخواد زنگ بزنه، زوور میزنه نمیتونه..!

**رفیقم گوشیمو گرفته زنگ زده به دوست دخترش داره نیم ساعت صحبت میکنه منو نگاه میکنه میگه قبض  موبایلت زیاد میاد قطع کنم ؟ پــَ نه پــَـ یه خورده دیگه ادامه بده داریم ردشو میزنیم، ادامه بده ...

**رفتم صندلی بخرم واسه کامپیوتر یارو گفت : راحت باشه؟ پ نَ پ خار داشته باشه..

**اسپری سوسک کش زدم به سوسکه، سوسکه افتاده به پشت دست و پا میزنه...هم خونه ایم اومده میگه داره جون میده..؟

پـَـَـ نَ پـَـَــــ قیافه تورو دیده از خنده ریسه رفته

**یه دوست آلمانی دارم اومده بود ایران، نصفه شب قلبش درد گرفت بردیمش بیمارستان، پرستاره میگه سكته كرده؟میگم پـَـــ نَ پـَـــ دیدیم خوابه یواشكی آوردیمش ختنه ش كنیم...





نوع مطلب : پــَـَـ نــه پــَـَـ، طنز، Sms، 
برچسب ها : پَــــ نَـ پَــــ، طنز، جالب، تاکسی، پلیس، جوب، ویبره،
لینک های مرتبط :

1392/01/31


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان : 2
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
داستان روزانه
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic